چشمش به دختر افتاد، دلش لرزید رو به تخته کلاس برگشت و فرمول سرعت را نوشت:
V=x.t
فکر کرد دیگر وقتش رسیده ، بالاخره تصمیمش را گرفته بود. رو به کلاس برگشت، او نبود.
جایش دانشجو ی دیگری نشسته بود.
قدمی باعصا برداشت
و
عینکش را با انگشت به چشمانش نزدیکتر کرد...
جای همه ی دانشجو های قبل،کسان دیگری نشسته بودند.دیر بود...
فرمول سرعت را خوب می دانست،امّا مفهومش را هرگز نفهمیده بود!!
یکی از رازها این است که وقتی فکری به شما الهام می شودبایدبه آن اعتماد
کنید و دست به کار شوید.
دریا
همسرم با صدای بلندی گفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟
روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.
تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود.
ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت.
آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود.
گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟
فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت:
باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید.... آوا مکث کرد.
بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟
دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم.
ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی.
بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟
نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.
و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد.
در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن عصبانی بودم.
وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد.
همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت، من می خوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه.
تقاضای او همین بود.
همسرم جیغ زد و گفت: وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه.
گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم.
خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟
سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود؟
آوا اشک می ریخت. و شما به من قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت؟
حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم: مرده و قولش.
مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟
آوا، آرزوی تو برآورده میشه.
آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود .
صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم.
در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بیام.
چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه.
خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه.
اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده.
نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن مسخره ش کنن .
آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه .
آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین.
سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی؟
خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن.
حسین استوار
با این تست روانشناسی
شخصیت پنهانیتان را بشناسید
سوالات زیر را با دقت خوانده و با تمرکز پاسخ دهید، وقت زیادی برای پاسخ دادن به هر سوال صرف نکنید! در انتها مطابق جدول امتیازات خود را محاسبه کرده و شخصیت خود را بیشتر بشناسید. شما ویژگی هایی دارید که ممکن است خودتان هم از آنها بی خبر باشید.
1. فکر میکنید چه زمانی در طول روز بیشترین کارایی را دارید؟
الف) وقتی صبحهای زود از خواب بیدار میشوم.
ب) در ساعتهای بعد از ناهار و هنگام عصر.
ج) وقتی همه خوابند و در سکوت آخرهای شب.
2. تا به حال به راه رفتن خود دقت کردهاید؛ فکر میکنید راه رفتن شما مانند کدام گزینه است؟
الف) با گامهای بلند و تند راه میروم.
ب) با اینکه راه رفتنم کند نیست اما گامهایم بلند است.
ج) سرم را بالا نگه میدارم و به اطراف نگاه میکنم هر چند آرام راه میروم.
د) آرام راه میروم و سرم را پایین میاندازم.
3. زمانی که یک نفر را مخاطب قرار میدهید و با او حرف میزنید، حالت اندامتان به چه شکلی است؟
الف) نمیدانید با دستهایتان چه کنید و دست به سینه میایستید.
ب) مجبور میشوید دستهایتان را روی هم بگذارید و آنها را در هم قفل کنید.
ج) دست به کمر میایستید یا آنها را در جیب میگذارید.
د) وقتی کسی با شما حرف میزند مدام سعی میکنید با لمس او بهش بفهمانید درکش میکنید.
ه) با مو، ساعت یا بقیه اندام خود بازی میکنید.
4. زمانی که خسته هستید و جلوی تلویزیون استراحت میکنید، کدام یک از رفتارهای زیر را انجام میدهید؟
الف) چهار زانو مینشینید.
ب) پاهایتان را روی هم میاندازید.
ج) پاهایتان را دراز میکنید یا میکشید.
د) یکی از پاهایتان را زیر تنتان میگذارید و مینشینید.
5. معمولا وقتی کسی برایتان یک جوک تعریف میکند یا هنگامی که سریالی طنز میبینید، چه میکنید؟
الف) بلند میخندید و صدای قهقههتان همه جا را پر میکند.
ب) میخندید اما نه با صدای بلند.
ج) ریز ریز و نخودی میخندید.
د) تنها به یک لبخند اکتفا میکنید.
6. وقتی به جمعهای خانوادگی میروید یا به محل کارتان وارد میشوید:
الف) با صدای بلند سلام میکنید تا همه متوجه شما بشوند.
ب) معمولا بدون سر و صدا وارد میشوید و سراغ کسی میروید که بیشتر دوستش دارید.
ج) آرام وارد میشوید و سعی میکنید توجه کسی را جلب نکنید.
7. اگر یک نفر بهعنوان شوخی شما را از پشت سر بترساند یا در حال کار تمرکزتان را بر هم بزند:
الف) سعی میکنید با یک لبخند این وقفه را با روی خوش بپذیرید.
ب) از کوره در میروید و طرف باید سوراخ موش قرض کند.
ج) بسته به شرایط یکی از 2 حالت بالا.
8. چه رنگی را بیشتر دوست دارید؟
الف) قرمز یا نارنجی
ب) سیاه
ج) زرد یا آبی
د) سبز
ه) سرمهای یا بنفش
و) سفید
ز) قهوهای یا خاکستری
9. شبها پیش از اینکه به خواب بروید:
الف) طاق باز میخوابید.
ب) دمر میخوابید.
ج) به پهلو میخوابید.
د) سرتان را روی دستتان میگذارید.
ه) سرتان را زیر پتو میکنید.
10. اغلب خواب میبینید:
الف) دارید میافتید.
ب) دعوا میکنید.
ج) بهدنبال چیزی یا کسی میگردید.
د) پرواز میکنید یا شناورید.
ه) بهطور معمول خواب نمیبینید.
و) همیشه خوابهای تان لذت بخش است.
امتیاز بیش از ۶۰: حق بدهید که دوستان و آشنایانتان برای دیدن شما لحظه شماری نکنند. متاسفانه آنها فکر میکنند با آدم خودمحوری سروکار دارند که به حرف آنها توجهی ندارد، شاید هم اشتباه باشد اما آنها فکر میکنند شما بهشدت سلطهجو هستید البته گاهی ممکن است آنها شما را ستایش کرده و آرزو کنند که ایکاش میتوانستند شبیه شما باشند اما با این حال همیشه شک دارند که به شما بهطور عمیق نزدیک شوند.
امتیاز بین ۵۱ تا ۶۰: شاید شما خوشتان بیاید اما دیگران از اینکه شما ناگهانی هیجانی میشوید، دل نگران هستند. کسی که عجول است، معمولا بهعنوان یک همدم همیشگی شناخته نمیشود. رهبری در خون شماست و این موضوع در لحظههای بحرانی باعث میشود به سرعت تصمیمگیری کنید اما سرعت، همه جا نشانه کیفیت نیست. شما همواره یک فرد برجسته و ماجراجو به حساب میآیید؛ کسی که برای یک مرتبه هر چیزی را امتحان میکند.
امتیاز بین ۴۱ تا ۵۰: این بهترین امتیاز در این تست است چرا که شما بهعنوان فردی بسیار سرزنده، زیبا، سرگرمکننده، اهل عمل و جالب شناخته میشوید. کسی که همواره مرکز توجه است.شما فردی مهربان و متعادل هستید. به خواستهها و نیازهای دیگران اهمیت میدهید و دیگران را ناراحت نمیکنید. آدم فهمیده و منطقی هستید کسی که همیشه اطرافیانش را شاد میکند و به آنان کمک میکند. این خصوصیت را حفظ کنید.
امتیاز بین ۳۱ تا ۴۰: اگر کمی خونسردی و واکنشهای کند خود را به موضوعات کم کنید، بهتر است. دیگران شما را بهعنوان فردی منطقی، مراقب، آگاه و اهل عمل میشناسند که اشتباه هم نیست. خیلی خوب است که دیگران شما را باهوش و با استعداد اما متعادل میدانند. نمیتوان با شما به راحتی و سریع دوست شد اما نسبت به دوستان خود به شدت باوفا هستید و در عوض از آنان وفاداری را انتظار دارید.
امتیاز بین 21 تا 30: کسانی که شما را از نزدیک میشناسند، عقیده دارند شما فرد دقیقی هستید بهطوری که به جزئیات بسیار کوچک هم بیش از اندازه اهمیت میدهید. در شما، آنچه بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد، اطلاعات خوب شما در مورد مسائل مختلف است. فردی هستید که کارها را به کندی انجام میدهید بهطوری که اگر کاری را عجولانه یا بدون نقشه قبلی انجام دهید، دوستانتان بسیار شگفت زده میشوند.
امتیاز کمتر از ۲۱: شاید ناراحتکننده باشد اما دیگران شما را خجالتی، بیاراده، غیرمصمم و عصبی میشناسند. آنها فکر میکنند که شما همواره نیاز دارید کسی مراقبتان باشد و همیشه کسی را میخواهید که برایش تصمیم بگیرید. بهنظر میرسد که شما دوست ندارید درگیر چیزی یا کسی باشید در واقع دوست ندارید با کسی در ارتباط باشید. شما فردی هستید که همیشه نگران است و به مشکلهایی فکر میکنید که وجود ندارد.
یارو کف دستش میخاره میگه پول داره واسم میرسه!گوشش میخاره میگه دارن پشت سرم حرف میزنن!کفه پاش میخاره میگه پول داره میره!
کثیفی بابا جون،کثیفی
برو حموم!
###################
نظرتان در مورد این جمله چیست؟
(مهرم حلال ، جونم آزاد)
الف) زیبا ترین جمله دنیاست
ب) با معنا ترین جمله دنیاست
ج) خوشحالکنندهترین جمله دنیاست
د) تخیلیترین جمله عصر کنونی است
###################
اعصاب چیست؟
چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو حتما داشته باشی.
توقع چیست؟
چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی .... !!!!
###################
یارو میره رستوران سوپ بخوره
سفارش میده ولی خیلی طول میکشه ،
میبینه یکی اونور نشسته ، یه کاسه سوپ جولوشه و داره سیگار میکشه .
میگه : جناب من عجله دارم ، سوپ شمارو بخورم، سوپ من که اومد مال شما
... سوپ رو که تا آخرش میخوره میبینه یه مارمولک خشکی تهش چسبیده !
... ... ... هر چی خورده بود بالا میاره تو کاسه !
اون سیگاریه میگه :
تو هم دیدیش ... !
###################
چهار چیز که حوّا نمی توونست به آدم بگه: 1- آدمت می کنم! 2- از شوهرای دیگه یاد بگیر! 3- قبل از تو صد تا خواستگار داشتم ! 4- می رم خونه مامانم!
###################
گرگه در خونه بزبزقندی رو میزنه؟
شنگول میگه: کیه؟
گرگه میگه : منم آقا گرگه
شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار میگیرن و درو باز میکنن
###################
ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ
ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ"ﻣﺴﻮﺍﮎ"ﺿﺮﺭ
ﺩﺍﺭﻩ،ﺍﻻﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ... !!!
همه دور هم جمع میشدیم یواشکی مسواک میزدیم...
###################
منبع :beytoote.com
و اما چند عکس خنده دار دیگه
ادامه مطلب

باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه
به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد
پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان
آی کیو شما را نشان میدهد.
1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2. اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور
چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند
وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم
چند ساعت خوابیده بودم؟
4. عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید
چه عددی به دست می آید؟
5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند
چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6.اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن
یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد ا
ول کدامیک را روشن میکنید؟
7. فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت
جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک
میشود این خرس چه رنگی است؟
8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید
و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران
برسید.
حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
.
.
.
.
.
.
.

.
.
------------------
پاسخ تست ها
1. تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.
2.یک ساعت( شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1:30 و بعدی را در ساعت 2 می خورید).
3. ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است.
4 . 70(تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).
5 . 9 گوسفند.
6. کبریت.
7. سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد.
8 . 2سیب.
9 . هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی).
10 . خوب خودتونید دیگه (نام خودتان).
.
.
.
منبع: http://shahrekian.persianblog.ir/
حسین استوار





